السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
120
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
و نيز روشن شد كه چند علت امكان ندارد معلولى واحد را بسازند و آنچه از اين قبيل تصور مىشود حتماً به يك علت بر مىگردد . « 1 » فصل پنجم : بطلان دور و تسلسل علل دور يعنى توقف وجود يك شىء بر چيزى كه وجود آن نيز خود متوقف بر شىء اول است ، حالا فرق نمىكند توقف مزبور بدون واسطه باشد كه دور « مصرّح » ناميده مىشود يا با واسطه باشد كه دور « مضمر » ناميده مىشود . به هر حال دور ، باطل و محال است زيرا كه مستلزم اين است كه يك چيز بر خودش تقدم وجودى داشته باشد ، چون علت ( متوقف عليه ) بر معلول ( متوقف ) حتماً بايد تقدم داشته باشد . تسلسل يعنى ترتب و توقف پياپى علتها بدون نهايت . تسلسل هم باطلاست و دليلهاى زيادى به بطلان آن ذكر كردهاند ، از محكمترين دليلهاى بطلان تسلسل دليلى است كه ابنسينا در قسمت الهيات از كتاب بزرگ شفا آورده است . خلاصه دليل مزبور اين است كه : اگر يك معلول را با علتش و علت علتش فرض كنيم مىبينيم كه هر يك از اين سه ، حكمى حتمى و ضرورى مناسب و خاص خود دارند . معلول فقط معلول است ، علتش هم علت ما بعد ( يعنى معلول مفروض ) و معلول ما قبل ( يعنى علت علت ) مىباشد . علت علت هم فقط علت است و معلول نيست . معلول يك طرف اين سلسله كوتاه است و علت علت هم طرف ديگر آن و آنچه علت و معلول هر دو است وسط دو طرف مزبور است . حالا اگر اين سلسله كوتاه را چهار تا فرض كنيم حكمش همان است كه گفتيم
--> ( 1 ) . اين مسئله از نظر فلاسفه بديهى است . در روايات ما هم وارد شده است . از جمله به كتاب توحيد صدوق رجوع فرماييد : « اليس ينبغى لك ان تعلم ان الواحد لا يقال له اكثر من فعل » اشاعره در اين مسئله مخالف هستند . فخررازى در مباحث مشرقيه ، ج 1 ، ص 460 ، و . . . ادلهء فلاسفه را ذكر كرده و اشكال كرده است . ر . ك : اسفار ، ج 2 ، ص 204